عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

مقدمهء مصحح 55

قابوس نامه ( فارسى )

كامل تلفّظى براى خط پهلوى در اواخر دورهء ساسانيان و اوائل عصر اسلامى قائل - شدن بمنزلهء آنست كه شواهد مسلمى را كه خلاف آن را ثابت مىكند ناديده بگيريم . استعمال اشكال پهلوى كلمات از قبيل توخشاك tuxSak « كوشا » در يك متن فارسى قرن پنجم نامحتمل است و به كار بردن اصطلاحاتى كه مسلما جنبهء زردشتى دارد پذيرفتنى نيست ، و اما اشتباه گرفتن كلمات پهلوى بعنوان واژه‌هاى فارسى درى كاملا ممتنع است . يك دشوارى عمدهء خط پهلوى اينست كه بعضى از حروف نمودار چند صداست ؛ تركيب چند حرف براى نشان دادن يك صداى واحد نيز بر اين مشكل مىافزايد . بنا براين براى كسانى كه معلوماتى سطحى در باب اين زبان دارند افتادن در چنين لغزشگاههايى به هيچ وجه بعيد به نظر نمىرسد . ولى نادرست خواندن و سوء استنباط از كلمات پهلوى را نمىتوان به مؤلف قابوس - نامه نسبت داد . زيرا اگر او اين واژه‌ها را به كار مىبرد بايستى آنها را به پيروى از يك سنت مداوم از دورهء ساسانى و بعنوان كلمات فارسى درى به كار برده باشد . واژه‌هاى پهلوى ، آن چنان كه در نسخهء خطى مشهودست ، معرّف اطلاعات « مختصرى » از اين زبان است و نوع اشتباهات مبيّن اين است كه بايست مأخذى خاص داشته باشد . در حقيقت اگر كسى بتواند مأخذى را بدست آورد كه در آن كلمات پهلوى با همين گونه اشتباهات ضبط شده باشد ، پرده از حقيقت برخواهد گرفت . در واقع ، به قول نويسندهء « نامه » ، چنين مأخذى موجود است . وى به جلد اول سبك شناسى شادروان ملك ال شعر اى بهار ( چاپ طهران 1321 - 1942 م . ) اشاره مىكند كه در آن سبكهاى ادبى فارسى در قرون اوليهء اسلامى مورد بحث واقع شده است . هر چند كه تتبّع استاد بهار در اين اثر بسيار ارجمندست نحوهء تعبير او از كلمات پهلوى نمودار اطلاعات كامل در آن زبان نيست . نويسندهء « نامه » به صفحاتى از كتاب سبك‌شناسى بهار اشاره مىكند كه در آن جا